افراد همیشه به شبیهسازهای جنسی نمیآیند چون تنها هستند.
گاهی اوقات به خاطر کنجکاوی میآیند. گاهی اوقات چون اپلیکیشنهای دوستیابی مانند کار بدون حقوق به نظر میرسند. گاهی اوقات چون در یک رابطه هستند و هنوز خواستههایی دارند که نمیدانند چگونه به زبان بیاورند. و گاهی اوقات چون خواسته شدن توسط یک آواتار روی صفحه هنوز بهتر از این است که اصلاً خواسته نشوند.
بیشتر بزرگسالان تقریباً همان چیزها را میخواهند: روابط پایدار، زندگی راحت و افرادی که بتوانند به آنها تکیه کنند.
اما زندگی واقعی به ندرت اینقدر ساده است.

افراد حتی زمانی که به طور مداوم آنلاین هستند احساس تنهایی میکنند. برخی در روابط خوشبخت هستند اما هنوز هم فانتزیهایی دارند که هرگز دربارهشان صحبت نمیکنند. دیگران از سوایپ کردن، پیام دادن، انتظار کشیدن، ناپدید شدن و تظاهر به اینکه «خب شما چه کار میکنید؟» یک سوال عاشقانه است، خسته شدهاند.
اینجاست که شبیهسازهای جنسی مخاطبان خود را پیدا کردند.
نه به این دلیل که مردم خواستههای واقعی را فراموش کردهاند. و نه به این دلیل که دنیاهای مجازی میتوانند به طور کامل جایگزین صمیمیت شوند. بلکه به این دلیل که خواسته، کنجکاوی و تنهایی همیشه به راحتی در زندگی روزمره جا نمیشوند — و اینترنت همیشه جایی بوده که افراد بخشهایی از خود را که به راحتی در جاهای دیگر به اشتراک نمیگذارند، کشف میکنند.
اتاقهای مخفی زندگی بزرگسالان
شبیهسازهای جنسی اغلب به گونهای صحبت میشوند که گویی فقط برای افراد تنها وجود دارند. این خیلی ساده است و بهطور صادقانه، خیلی تنبل.
بله، تنهایی بخشی از داستان است. بخشی بزرگ. سازمان بهداشت جهانی تنهایی و انزوا اجتماعی را به عنوان یک مسئله بهداشت عمومی جهانی توصیف کرده استکه حدود یک نفر از هر شش نفر در سراسر جهان تحت تأثیر تنهایی قرار دارد. در میان نوجوانان و جوانان، این رقم حتی بالاتر است: تقریباً یک نفر از هر پنج نفر.
و این یک حس خشن خاصی دارد. ما در عصری از تماسهای بیپایان و نزدیکی بسیار کم زندگی میکنیم. یک نفر میتواند تمام روز آنلاین باشد، به پیامها پاسخ دهد، میمها ارسال کند، به داستانها واکنش نشان دهد، در چتهای گروهی بنشیند و هنوز هم شب را با این احساس به پایان برساند که هیچکس واقعاً به بخش واقعی او نزدیک نشده است.
برای برخی از بازیکنان، یک شبیهساز جنسی آنلاین جایگزینی برای عشق نیست. این یک مکان است که در آن توجه اتفاق میافتد. جایی که کسی به عقب نگاه میکند. جایی که flirt کردن نیازی به بیوگرافی پروفایل یک اپلیکیشن دوستیابی، رزرو شام یا استقامت عاطفی برای توضیح شخصیت کامل خود در شش پیام ندارد.
بله، شما هنوز هم یک شخصیت ایجاد میکنید و پروفایلی از خود پر میکنید. اما اغلب احساس میشود که کمتر شبیه بازاریابی خودتان است و بیشتر شبیه ساختن نسخهای از خودتان است که دیگران میتوانند به طور طبیعی کشف کنند.
اما تنهایی تنها دروازه ورود نیست.
برخی از بازیکنان در روابط هستند. برخی متأهل هستند. برخی اصلاً ناراضی نیستند، حداقل نه به معنای دراماتیک. آنها شریک دارند، روالهای مشخص، صورتحسابهای مشترک، دوستان مشترک، و شاید حتی محبت واقعی.
اما تمایل همیشه در یک زوج برابر نیست. یک نفر میخواهد چیزی را امتحان کند. دیگری نمیخواهد. یک نفر یک خیال دارد. دیگری آن را عجیب میداند. یک نفر دلتنگ برق جستجو شدن است. دیگری خسته، مشغول، یا به سادگی اینطور نیست.
بنابراین خیال به جای دیگری میرود.
نه همیشه به یک رابطه. گاهی به یک شخصیت. یک اتاق. یک چت. یک بدن مجازی. یک flirt که به خاطر اینکه کاملاً واقعی نیست، احساس خطرناک بودن میکند.
اینجاست که دنیای مجازی بزرگسالان جالب میشود. آنها فقط «پورن با دکمه» نیستند. آنها فضاهای اجتماعی برای بخشهای زندگی بزرگسالان هستند که اغلب ناگفته میمانند.
رابطه جعلی که به اندازه کافی واقعی به نظر میرسد
زندگی دیجیتال یک دسته عاطفی عجیب ایجاد کرده است: تقریباً رابطه.
این یک اتاق هتل نیست. این رژ لب روی یقه نیست. این لزوماً خیانت به معنای قدیمی سینما نیست. اما هنوز میتواند گرما، راز، توجه و هیجان خصوصی بودن شخص دیگری برای مدتی را داشته باشد.
در یک شبیهساز جنسی، flirt میتواند به تئاتر تبدیل شود. آواتار یک لباس است. اتاق یک صحنه است. چت یک فیلمنامه است که در زمان واقعی توسط دو نفر که در حال تظاهر، اجرا و گاهی بیشتر از آنچه که برنامهریزی کردهاند، افشا میکنند، نوشته میشود.
برای یک زوج، این ممکن است خیال بیضرری باشد. برای دیگری، ممکن است از خط عبور کند. نکته جالب این است که از بیرون تصمیم نگیریم که کدام زوج درست است. نکته جالب این است که این فضاها نشان میدهند که چند نفر با تمایلاتی زندگی میکنند که نمیدانند چگونه آنها را به خانه بیاورند.
یک flirt مجازی میتواند یک بازی باشد. میتواند یک تمرین باشد. میتواند یک راز باشد. میتواند خیانت عاطفی باشد. میتواند همه اینها قبل از نیمهشب باشد.
و شاید به همین دلیل است که شبیهسازهای جنسی مردم را عصبی میکنند. آنها فقط محتوای بزرگسالان نمیفروشند. آنها یک سوال ناراحتکننده میپرسند: چقدر از صمیمیت بدن است و چقدر از آن دیده شدن؟
چرا خیالات به آواتارها منتقل میشوند
یک آواتار فقط یک عروسک دیجیتال نیست. در دنیای مجازی بزرگسالان، به یک مترجم تبدیل میشود.
میتواند بگوید: اینطور میخواهم به من نگاه شود.
میتواند بگوید: این نسخهای از من است که جرأت ندارم در بیرون بپوشم.
میتواند بگوید: میخواهم نرمتر، جسورتر، زیباتر، عجیبتر، غالبتر، بیشتر خواسته شده و کمتر مسئول باشم.
اما آواتار فقط بخشی از داستان است. پروفایل هم مهم است.
در بسیاری از دنیای مجازی بزرگسالان، مردم صفحات اطلاعاتی درباره خود پر میکنند: علایق، مرزها، خیالات، ترجیحات رابطه، سبکهای نقش بازی، چیزهایی که کنجکاو هستند، چیزهایی که هرگز نمیخواهند انجام دهند، چیزهایی که به طور مخفیانه امیدوارند کسی درباره آنها بپرسد.
این نوعی صداقت عجیب است.
افراد خواستهها، قوانین و جزئیات شخصی را مینویسند که هرگز در فیسبوک نمیگذارند و ممکن است هرگز به همکاران، دوستان یا حتی همسر خود اعتراف نکنند.
یک پروفایل به یک اعتراف کنترلشده تبدیل میشود. نه لزوماً به این دلیل که کسی بخواهد کسی را فریب دهد، بلکه به این دلیل که دنیای مجازی زمینهای ایجاد میکند که در آن گفتگوها ممکن به نظر میرسند. چیزهایی که در زندگی روزمره عجیب، خجالتآور یا غیرممکن به نظر میرسند ناگهان به زمینههای پروفایل، ترجیحات و شروعکنندههای گفتگو تبدیل میشوند.
زندگی واقعی به ما بدنهایی میدهد که با تاریخچهای همراه هستند. سن، شرم، حافظه، عادات، ناامنی، نظرات دیگران. همچنین نقشهای اجتماعی را به ما میدهد که فرار از آنها میتواند دشوار باشد. یک بدن و پروفایل مجازی چیزی انعطافپذیرتر ارائه میدهند. نه بهتر، نه «واقعیتر»، بلکه قابل ویرایشتر.
این بخشی از جذابیت شبیهسازهای جنسی است. آنها اجازه میدهند خیال به فضایی اجتماعی و مکانی تبدیل شود. خواسته دیگر فقط بر روی صفحه نمایش داده نمیشود؛ بلکه وارد میشود. اتاقها، لباسها، حرکات، پیامها، هدایا، پروفایلها، فضاهای خصوصی، فضاهای عمومی و بازیکنان دیگر وجود دارند.
سکس کمتر شبیه یک صحنه و بیشتر شبیه یک مکانیک اجتماعی میشود.
این تفاوت کلیدی بین محتوای بزرگسالان و دنیای بزرگسالان است.
پورن چیزی است که شما تماشا میکنید.
یک شبیهساز جنسی فضایی است که شما به طور فعال در آن شرکت میکنید نه اینکه فقط نظارهگر باشید.
یک دنیای مجازی بزرگسالان جایی است که میتوانید دوباره تماشا شوید.
آن بخش آخر همه چیز را تغییر میدهد.
چرا مردم آن را دوست دارند

در بهترین حالت، شبیهسازهای جنسی میتوانند چیزی به طرز شگفتانگیزی انسانی ارائه دهند: فاصلهای ایمن از خواسته.
افراد میتوانند بدون اینکه بلافاصله زندگیشان را به هم بریزند، آزمایش کنند. آنها میتوانند بدون دانلود پنج اپلیکیشن دوستیابی، flirt کنند. آنها میتوانند یک خیال را قبل از اینکه تصمیم بگیرند آیا در زندگی واقعی جایی دارد، آزمایش کنند. آنها میتوانند بدون افشای نام قانونی، آشپزخانه، ناامنیها یا این واقعیت که لباسهای شسته نشده روی صندلی دارند، احساس خواسته شدن کنند.
برای افراد تنها، این میتواند به معنای تماس باشد.
برای افراد خجالتی، تمرین.
برای افرادی که در روابط طولانی هستند، تازگی.
برای افراد کنجکاو، بازی.
برای نقشآفرینان، یک صحنه.
برای بقیه، شاید فقط یک شب متفاوت دیده شدن.
بهترین بازیهای شبیهساز جنسی لزوماً جایگزین صمیمیت واقعی نمیشوند. گاهی اوقات آنها آنچه را که از آن کمبود است، آشکار میکنند: توجه، ریسک، لطافت، قدرت، تسلیم، زیبایی، بازی، یا احساس ساده خواسته شدن به عمد.
در این موضوع چیزی تقریباً لطیف وجود دارد، حتی وقتی که زمینه صریح است. انسانها همیشه برای خواستهها ماسک ساختهاند. اینترنت فقط ماسکها را تعاملی کرده است.
وقتی خیال به فرار تبدیل میشود
البته، خیال به طور خودکار بیضرر نیست فقط به این دلیل که پیکسل دارد.
یک رابطه مجازی هنوز میتواند آسیب بزند. یک راز هنوز میتواند به خیانت تبدیل شود. یک بازی میتواند به جایی تبدیل شود که کسی به جای داشتن گفتگویی که از آن فرار میکند، به آنجا برود. یک فرد میتواند به قدری به خواستههای قابل ویرایش عادت کند که افراد واقعی به مقایسه نامناسب به نظر برسند.
خطر این نیست که کسی یک شبیهساز جنسی را باز کند. خطر این است که آنها زبانی برای خواستههای خود در آنجا پیدا کنند و هرگز یاد نگیرند که چگونه در جای دیگری صحبت کنند.
و اینجاست که دنیای بزرگسالان مسئولیتی دارد که محتوای بزرگسالان ساده ندارد. وقتی یک بازی اجتماعی میشود، همچنین به جایی تبدیل میشود که مرزها، حریم خصوصی، رضایت و واقعیت عاطفی اهمیت دارد.
شما دیگر فقط در حال مدیریت محتوا نیستید. شما در حال مدیریت افراد هستید.
که ما را ناگزیر به استیم میرساند.
استیم: بازیهای بزرگسالان مجاز هستند، اما لطفاً خیلی بزرگسال نباشید
استیم به طور رسمی برخی از بازیهای بزرگسالان را مجاز میداند. یک نظرسنجی محتوای بالغ وجود دارد. تنظیمات محتوای بزرگسالان وجود دارد. یک فرآیند بررسی وجود دارد. روی کاغذ، به نظر ساده میرسد: به استیم بگویید که در بازی شما چه چیزی وجود دارد، محتوای بزرگسالان را به درستی علامتگذاری کنید و منتظر تأیید باشید.
در واقع، اینطور ساده نیست.
محتوای جنسی مخصوص بزرگسالان معمولاً به بررسی اضافی نیاز دارد. توسعهدهندگان باید محتوای بالغ را به وضوح و به دقت توصیف کنند. استیم ممکن است صفحه فروشگاه و ساخت بازی را با هم بررسی کند. والور همچنین میگوید که در حال حاضر نمیخواهد محتوای جنسی بزرگسالان تولید شده به صورت زنده را ارسال کند، زیرا خطرات قانونی و مشتری بسیار بالاست.
پس بله، بازیهای بزرگسالان میتوانند در استیم وجود داشته باشند. اما این به این معنا نیست که هر بازی بزرگسالان در آنجا ایمن است.
تفاوت بزرگی بین یک بازی اصلی با چند صحنه اروتیک و یک بازی که سکس نقطه اصلی آن است وجود دارد. یک RPG خیالی با محتوای جنسی اختیاری ممکن است قبول شود. یک رمان بصری با صحنههای بزرگسالان ممکن است قبول شود. اما یک دنیای اجتماعی بزرگسالان، جایی که flirt، آواتارها، سکس و خیال تجربه اصلی هستند، میتواند فروش بسیار سختتری داشته باشد.
یارل با همین مشکل مواجه شد. این بازی سعی نمیکرد آنچه را که بود پنهان کند. این یک بازی عادی با محتوای اروتیک کمی اضافه شده نبود. این یک دنیای مجازی بزرگسالان بود که حول flirt، جنسیت، آواتارها و خیال اجتماعی ساخته شده بود. برای استیم، این بیش از حد بود.
نه «بیش از حد بزرگسال» در تئوری.
بیش از حد بزرگسال در عمل.
و یارل تنها مثال نیست. استیم سالهاست که با بازیهای بزرگسالان دست و پنجه نرم میکند.
در سال ۲۰۱۸، چندین رمان بصری بزرگسالان در یک موج هشدارهای حذف و سانسور گرفتار شدند. یکی از قابل مشاهدهترین موارد، هانیپاپ بود. توسعهدهنده در X/Twitter گفت که والور به آنها ایمیل زده و گفته است که بازی قوانین استیم در مورد محتوای پورنوگرافی را نقض کرده و در صورت عدم بهروزرسانی حذف خواهد شد.
- IMPORTANT NOTICE -
— Kyu Sugardust (@HunieKyu) May 17, 2018
I've received an e-mail from Valve stating that HuniePop violates the rules & guidelines for pornographic content on Steam and will be removed from the store unless the game is updated to remove said content.
آن لحظه یکی از نشانههای اولیه شد که توسعهدهندگان بزرگسال نمیتوانستند به طور کامل در استیم آرامش داشته باشند. حتی اگر یک بازی قبلاً در پلتفرم بود، قوانین میتوانستند در اطراف آن تغییر کنند.
سپس موارد دیگری آمدند که توسعهدهندگان بزرگسال را نگران نگه داشتند.
در سال ۲۰۱۹، تایمانین آساگی گزارش شده است که تأیید استیم پس از اینکه صفحات فروشگاه آن قبلاً تأیید شده بودند، معکوس شده است. در سال ۲۰۲۰، باکتن: چرا من یک فرشته شدم، ماهها پس از انتشار از استیم حذف شد و بعداً بازگشت. در سال ۲۰۲۱، سوپر سدوکتر ۳ ممنوع و از استیم حذف شد. توسعهدهنده آن، ریچارد لا روینا، نوشت که استیم اجازه نمیدهد بازی «در هیچ شکلی» منتشر شود.
Steam have BANNED and removed Super Seducer 3 from the store. They will not allow it to be released in any form.
— Richard La Ruina (@RichardGambler) March 20, 2021
Our page is gone and 61,700 wish lists are gone.
Prior to this they told me expect either “approval or feedback”.
We repeatedly said we’d do whatever they needed pic.twitter.com/hVuDcvzL2n
این بازیها از یکدیگر بسیار متفاوت بودند. اما با هم به توسعهدهندگان بزرگسال همان درس را آموختند: تأیید همیشه نهایی نیست، قوانین همیشه آسان برای خواندن نیستند و “محتوای بزرگسال مجاز است” به این معنا نیست که “بازی بزرگسال شما ایمن است.”
تا سال 2025، مشکل حتی بزرگتر شد. دیگر فقط به این مربوط نمیشد که استیم تصمیم بگیرد چه چیزی را بفروشد. پردازشگران پرداخت، شبکههای کارت و بانکها بخشی از داستان شدند.
استیم قوانین خود را بهروزرسانی کرد تا محتوایی را که ممکن است استانداردهای پردازشگران پرداخت، شبکههای کارت، بانکها یا ارائهدهندگان اینترنت را نقض کند، ممنوع کند، بهویژه برخی از انواع محتوای مخصوص بزرگسال. در همین زمان، itch.io اعلام کرد که تحت نظارت پردازشگران پرداخت بهخاطر محتوای NSFW قرار گرفته است. این پلتفرم بهطور موقت صفحات NSFW بزرگسال را از جستجو و مرور حذف کرد در حالی که وضعیت را بررسی میکرد.
این گفتگو را تغییر داد. سوال دیگر فقط این نبود: “چه نوع محتوای بزرگسال استیم مجاز میداند؟” سوال این شد: “چه نوع محتوای بزرگسال را پردازشگران پرداخت تحمل میکنند؟”
این یک مشکل بسیار متفاوت است.
شرکتهای پرداخت نیازی به ممنوع کردن مستقیم یک بازی ندارند. آنها فقط باید پلتفرم را از از دست دادن دسترسی به پرداخت بترسانند. و وقتی این اتفاق بیفتد، پلتفرم بسیار محتاطتر میشود. گاهی اوقات بیش از حد محتاط.
به همین دلیل است که توسعهدهندگان بازیهای بزرگسال اغلب احساس میکنند که در حال بازی با قوانینی هستند که نمیتوانند ببینند. فروشگاه یک مجموعه قوانین دارد. پردازشگر پرداخت مجموعه دیگری دارد. قوانین منطقهای بیشتر اضافه میشوند. واکنش عمومی فشار بیشتری وارد میکند. و در جایی در وسط، یک بازی میتواند ناپدید شود، رد شود یا فروش آن غیرممکن شود.
راهنمایی کمی تلخ درباره آنچه پلتفرمها ترجیح میدهند
محتوای بزرگسال بهعنوان یک پاداش؟ قابل مدیریت.
محتوای بزرگسال بهعنوان دلیل اصلی آمدن مردم؟ پیچیده.
سکس بهعنوان یک صحنه پس از پنج ساعت داستان؟ شاید.
سکس بهعنوان مکانیک اجتماعی اصلی؟ ناگهان همه نگران میشوند.
خشونت بهعنوان گیمپلی اصلی؟ این یک ژانر است.
خواسته بهعنوان گیمپلی اصلی؟ این یک جلسه با حقوقی، پرداختها، سیاست و روابط عمومی است.
این فقط ریاکاری نیست، هرچند که مقدار زیادی از آن وجود دارد. این زیرساخت است. سکس به ردهبندی سنی، قوانین منطقهای، روابط عمومی، روابط بانکی، شبکههای کارت اعتباری، سیاستهای فروشگاههای اپلیکیشن و ترس عمیق شرکتی از ذکر شدن در تیتر اشتباه مربوط میشود.
قدرتمندترین شخصیت در شبیهساز سکس مدرن ممکن است آواتار کامل در اتاق خصوصی نباشد. ممکن است پردازشگر پرداختی باشد که هرگز وارد نمیشود اما بهنوعی تصمیم میگیرد که آیا اتاق مجاز به وجود است یا نه.
چرا اینترنت بزرگسال وانمود میکند که بیگناه است
اینترنت بزرگسال کوچک نیست. این جدید نیست. این یک زیرزمین عجیب زیر وب محترم نیست. این یکی از نیروهایی است که فرهنگ آنلاین، فناوری استریم، سیستمهای پرداخت، ابزارهای حریم خصوصی و اشکال بیپایان عملکرد دیجیتال را ساخته است.
و با این حال پلتفرمها هنوز رفتار میکنند که گویی خواسته بزرگسال یک استثنای شرمآور است.
آنها کاربران بزرگسال میخواهند، اما نه ریسک بزرگسال.
آنها ترافیک میخواهند، اما نه رسوایی.
آنها تراکنشها میخواهند، اما نه وحشت از بازپرداخت.
آنها آزادی میخواهند، اما فقط از نوعی که مسترکارت را ناراحت نکند.
بنابراین ما با تعابیر مواجه میشویم. محتوای بالغ. تمهای پیشنهادی. مخصوص بزرگسال. دید محدود. مواد حساس. کلماتی که طراحی شدهاند تا سکس را بهعنوان یک مشکل کاغذی به نظر برسانند.
شاید به همین دلیل است که شبیهسازهای سکس از نظر فرهنگی مفید هستند، حتی زمانی که نامرتب هستند. آنها چیز پنهان را قابل مشاهده میکنند. آنها نشان میدهند که مردم فقط به دنبال محتوا نیستند. آنها به دنبال پاسخ هستند. برای عملکرد. برای خیالپردازی. برای توجه. برای یک خود جایگزین. برای اتاقی که قوانین در آن متفاوت است.
گاهی اوقات این تنهایی است. گاهی اوقات این شهوانی است. گاهی اوقات این غمانگیز است. گاهی اوقات این خندهدار است. اغلب، این بسیار انسانی است.
این به کجا میرود

شبیهسازهای سکس بهزودی نخواهند رفت. اگر چیزی باشد، احتمالاً اجتماعیتر، قابل تنظیمتر، خصوصیتر و برای پلتفرمهای اصلی دشوارتر برای دستهبندی خواهند شد.
هوش مصنوعی خیالپردازیها را پاسخگوتر و همچنین برای تنظیمکنندگان ترسناکتر خواهد کرد. آواتارها بیانگرتر خواهند شد. دنیای مجازی بزرگسال به شبکههای اجتماعی نزدیکتر خواهد شد. بازیکنان نه تنها صحنهها، بلکه حضور را میخواهند: اتاقها، آیینها، روابط، حافظه، وضعیت و احساسی که کسی در انتظار آنهاست.
در عین حال، پلتفرمهای اصلی ممکن است محتاطتر شوند. فیلترهای بیشتر. تأیید بیشتر. محدودیتهای منطقهای بیشتر. قوانین مبهمتر که به زبان ایمنی نوشته شده و به زبان ریسک اجرا میشوند.
نتیجه ممکن است یک اینترنت بزرگسال تقسیم شده باشد: فروشگاههای تمیز در یک طرف، اکوسیستمهای مستقل در طرف دیگر. اینترنت رسمی به وانمود کردن بیگناهی ادامه خواهد داد. اینترنت واقعی به انجام آنچه همیشه انجام داده ادامه خواهد داد: ساخت اتاقهای مخفی برای خواستههای خصوصی.
آینه، نه جایگزین
شبیهسازهای سکس ثابت نمیکنند که صمیمیت واقعی مرده است. آنها ثابت میکنند که صمیمیت واقعی کمبود دارد.
کمبود نوآوری.
کمبود شجاعت.
کمبود زبان.
کمبود مکانهایی که مردم میتوانند اعتراف کنند چه میخواهند بدون اینکه بلافاصله بدترین نسخه خود را در چشم دیگران شوند.
سکس مجازی میتواند فرار باشد. میتواند خیانت باشد. میتواند بازی باشد. میتواند تمرین باشد. میتواند تنهایی باشد که لباسهای بهتری به تن دارد. میتواند تمرینی برای صداقت باشد.
گاهی اوقات همه اینها بهطور همزمان است.
و شاید به همین دلیل است که اینترنت بزرگسال همچنان وانمود میکند که بیگناه است. زیرا اعتراف به حقیقت به این معناست که مردم فقط برای تماشا آنلاین نمیآیند.
آنها میآیند تا خواسته شوند.



